این قصه سری دراز دارد!!
ما جرای شیر دادن ما هنوز تموم نشده.قرار بود ترک شیر کنیم و ٢ روز برنامه شیر تلخ رو اجرا کردم روز سوم آراد جون ی سرمای شدیدی خورد فرداش گوش درد شدید همراه با فوق العاده بیتابی فرداش گفت آی دندونم
گریه زاری تب درد
خلاصه کلی کلافه شدم فکر کردم غذا لای دندونش مونده تا اومدم با خلال دندون کمکش کنم دیدم طفلک بچم لثه پایین سمت چپش انقدر زخم شدیدی داره که نگو
نگو این همه بی تابی و درد واسه دندون در اوردنه؟؟؟
قلبم اتیش گرفت
الان یه هفتست که لثه اراد جونم زخمه و امروز دیدم که خدا رو شکر دندونش پیدا شده
حالا مرحله دوم قطع شیر مونده تا خوب شدن دندون گل پسر جونم
راستی تو این مدت رفتیم ی شیشه شیر واسش خریدیم حالا توش شیر میریزم میخوره مثل بچه ها
انقدر تو این چند روز من و زده بود از حرصش که تموم بدنم کوفته شده
این اراده
اینم من
ماشالله مشتاشم خیلی قدرتمندن اگه خواستین بیاین امتحان کنین


این قصه سری دراز دارد!!
